واااااااااااااااااای چقد دلم برای این وبلاگ تنگ شده بود بغل

چه نوستالژییی بهم دست داد نیشخند

شاید علاف به نظر برسم ولی نشستم تک تک پستامو با نظراتش خوندم و کلی مشعوف شدم و خندیدم خنده

اسم وبلاگ رو هم تغییر دادم از مسافر کویر به----> مسافر از کویر برگشته نیشخند

آخه چند ماهه برگشتیم ولایت . پیش آقام امام رضا قلب

اما دیگه دلم نیومد به هیچیش دست بزنم بغل

واااااای چقد وقتی اینجا رو ساختم کوچولو بودم نیشخند الانم کوچولوعم ولی نه به اندازه اون موقه .خیر سرم دانشجو شدم خنده

الانم موقه امتحانای پایان ترمه یهو هوس اینجا زد به سرم مژه

نمی دونم از چی بنویسم... ولی دلم میخواد حرف بزنم لبخند

اما یکم غریبیم میشه با اینجا... نمی دونم.... احساس میکنم وجه مشترکی دیگه با اینجا ندارم... فقط اگه یه خورده برگردیم عقب تهش به هم میرسیم....

.

.

.

.

نطقم کور شد یهو. بعدا میام می نویسم

فعلا برم ببینم از دوستای قدیمیم چه خبر؟

تا بعدچشمک

/ 2 نظر / 12 بازدید
احسان

سلام منم دقیقا مث شما امروز وبلاگمو بعد از مدتها خوندم...دونه به دونه پستا...اصلنم علاف نیستم[چشمک]

ارغوان

حالا برگشتی یا فقط یه بار بوده؟