• ~ ♥ ✿ ❤مســــافــرِ ღ کویــــــــــر ❤ ✿ ♥ ~ •

دلم چه کودکانه بهانه ی تو را میگیرد ، اما تو بزرگانه به دل نگیر! فقط بگو : کودک است نمی فهمد...

امروز یه روز خاصه. هم واسه من هم واسه جامعه سمپاد

چونکه...

برین ادامه مطلب تا بدونید چه روزیه


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()

باد آورده را باد میبرد  

اما...  

تو که با پای خودت آمده بودی !

 

 

 

 

بیــــــا ...  

بشکن بشکن که خجالت ندارد  

هر دو دستمان در یک کاسه است  

تو دل میشکنی و من بُغض ...

 

 

 

 

 

کـــــــــفرم را که در می آوری

ایمـــــــانم به عشق بیشتر می شود ... !

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند

موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی

ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی

هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی

ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست

ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

گرچه روی از همه خلق پوشیده داری

آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد

چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم

کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

"قیصر امین‌پور"

 

" امام من، ولادتت مبارک "


سلام

بعد یه مدت طولانی برگشتم!

عید همتون مبارک (در اینجا باید شکلک گل رو تصور کنید. آخه هر چی می گردم پیداش نمی کنم ‌وقت هم تنگه نمی تونم بیشتر از این دنبالش بگردم! ولی خداییش کو؟؟؟)

خیلی دلم می خواست امشب تو حرم امام رضا (ع) بودم، اما نشد

در عوض رفتم حرم برادرشون ، حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع)

خیلی خوب بود

از همینجا هم کلی با امام رضا درد دل کردم (بقیش دیگه خصوصیهنیشخند)

 

عکس اینجا رو هم گذاشتم فیض ببرید!نیشخند (فقط شرمنده عکاسیم زیاد خوب نیس اگه تار افتاده شما با چشای قشنگتون، خوشگل ببینید!)

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()

سلام

خوبین؟

منکه خوبم

ینی مطمئن نیستم ولی بالاخره خوبم

امروز رفتم مدرسه با اینکه زیاد استقبال گرمی نشد ازم (!) خوب بود.عینک

تصمیم گرفتم تو همین مدرسه خودمون (دولتیه!) بمونم. آخه معلمامون کلهم عوض شدن. هر چی باشن از قبلیا بهترن. آخه بعضیاشون بدجور باهام ضد شدن.

پارازیت: ساحره تو دردمو می فهمی! معلم فیزکو تو ذهنت مجسم کننیشخند

تازه به قول مدیرمون معلم 30 درصد کاره یول

آخه قبل مهر زنگولیده بودم مدرسه گفتم بگین معلمای امسال کیاین که اگه خوب نباشن می خوام برم غیر انتفاعی!معلمای غیر انفاعی خیلی بهترن! (؟)

امروز وقتی ناظممون منو دید گفت: تو اونروز چی پشت تلفن زر زر می کردی؟منتظر

گفتم : جان؟تعجب نیشخند

- همین که می خوای بری و اینا دیگه! همون پولی که می خوای بدی اونجا، بده معلم خصوصی خیلیم بهتره!

- بله! بله! حق با شماست دُرُس می فرمایین!خیال باطل

--------------

توی آفتاب داغ توی صف، وسط حیات وایسادیم، آقاهه (که آخر نفهمیدم معلم ادبیاته؟ دین و زندگیه؟ جغرافیه؟ ریاضیه؟ چیه؟) رفت طرف زنگ آغاز مدرسه، پنجاه نفرم دنبال سرش که این می خواد زنگو بزنه!نیشخند

بعدش شروع کرد به سخنرانی. هی می گفت: من الآن شما رو تو حجاب برتر می بینم کیف می کنم! هوا خیلی گرمه درکتون می کنم. زیاد حرف نمی زنم خلاصش می کنم. می دونم گرمه. درکتون می کنم. واقعا جای تحسین داره تو این گرما حجاب برتر رو کنار نذاشتید(!) الآن لباس من روشنه اینقد گرممه شما که جای خود داره. درکتون می کنم

آخه آدم اینقد فهمیده؟ نیشخند

خلاصه پونصد بار این حرفا رو تکرار کرد و تازه رسید به قسمت اصلی حرفاش. خدا رحم کرد این درکمون می کرد! می خواست خلاصه حرف بزنه.

حرفاشم که تموم شد، خودش ختم جلسه رو اعلام کرد و مجریمون وا رفت. چون نصف برنامه هاش مونده بود! نیشخند (ولی دلم خنک شد)

---------------

راستی ما پنجشنبه ها تعطیلیم. شما چطور؟ نیشخند

نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()

سلام

اگه شما بخواین انتخاب کنید کدوم رو انتخاب می کنین؟ (فقط همین دو انتخاب وجود داره!)

مدرسه غیر انتفاعی، با بهترین معلم ها، خلاصه از هر نظر بیسته، ولی مجبوری در کنار افرادی باشی که می دونی بهت ضربه می زنن و هیچجوره حاضر نیستن به حال خودت رهات کنن

 

مدرسه دولتی، با بدترین معلم ها(به واقع بد. یعنی یاد ندارن درس بدن و معمولا سر کلاس چرت می زنن) ، اما مزیتش اینه که اون افراد ضربه زننده نیستن. تازه دوست صمیمیت هم اونجاست که اون هم به خاطر این آدمای سیریش نمیاد غیر انتفاعی!!!!

------------

پ.ن : واقعا دو راهی بدیه

بابام میگه اگه می دونی که نمی تونی از اون افراد دوری کنی، برو همین مدرسه دولتی، بعدش برای درسای اختصاصیت معلم خصوصی می گیریم

بدم نمیگه

پارسال هم به خاطر بودن با همین افرادِ به ظاهر دوست، کلی ضربه خوردم. نه فقط از لحاظ درس و نمره، بلکه وجهه م پیش خیلیا خراب شد. منی که همیشه نمره انضباطم بیست بود ایندفه 18.5 شد!

امسال هم اونا که دیدن جایی تو این مدرسه ندارن (چون سر نمره انضباط توی مدرسه بشدت داد و قاب کردن و به مدیر مدرسه فحش دادن و کار داشت به کتک کاری هم میرسید!) تصمیم گرفتن از این مدرسه برن.

جالب اینه که مدیر اون مدرسه حاضر شده با 4 نفر کلاس رو برگزار کنه!!!!

با این حال اگه توی همین مدرسه بمونم، فقط 8 نفریم. نیشخند

اما می دونم که به معلماش اعتباری نیست

ببخشید طولانی شد

فعلا بای

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()

آسـوده گفت: " خدانــگهدار"

در را بـســت و رفــتــــ ...

آدم ها چه راحـــت مسئولـیـت خودشــان را

به گـــردن " خــــدا " مــی انـــــدازند...

 

 

 

 

کـاش مـی فـهـمیـدی

قـهـر میـکنم

تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری

و بـلـنـدتـر بـگـویی:

بـمان...

نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛

و آرام بـگویـى

هـر طور راحـتـى ..

 

 

 

 

 

 

 

امروز با همه ی دنیا قهرم !

اما ...

تو صدایم کن بر می گردم

سادگی ِ کودکانه ام را میبینی ؟؟!

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()

بوی پاییز می دهد

تابستانِ این روزها

گویا شهریور عاشق شده است!

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط صاعقه نظرات ()


Design By : Pichak